ضرورت بازنگری در ساختار مدیریت بحران کشور
تجربه بحرانهای اخیر علیالخصوص بحران برف سنگین غرب مازندران و شرق گیلان در دی ماه 92 و نیز بحرانهای ناشی از زلزله، سیل و سایر حوادث طبیعی و انسان ساخت طی سالهای اخیر در سطح کشور نشان داد که ساختار کنونی مدیریت بحران در سطح ملی، استانی و شهرستانی پاسخگوی نیازهای یک بحران و در تمامی مراحل مدیریت بحران علیالخصوص در مرحله مقابله (زمان بحران) حتی در سطح محلی نبوده و کارایی لازم و کافی را ندارد، به همین خاطر بنظر میرسد کشور نیازمند یک سازمان عملیاتی در مدیریت بحران است.
از زمان ابلاغ "قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور" توسط مجلس محترم شورای اسلامی در اردیبهشت 87 دوره 5 ساله آزمایشی اجرای آن توسط دولت سپری شده است، شاید هم اکنون فرصتی باشد تا با آسیبشناسی جامعی از عملکرد مجموعه مدیریت بحران در سطح ملی، استانی و شهرستانی در بحرانهای رخداده طی سالهای اخیر در کشور، علیالخصوص در جریان بحران برف غرب مازندران و شرق گیلان در بهمن ماه سالجاری، امور مدیریت بحران کشور را ساماندهی نمود، تا همچون گذشته پس از هر بحران، هیچ کس مقصر شناخته نشود و نه دولت مقصر باشد و نه مردم، بلکه با یک برنامه جامع و با ایجاد یک ساختار عملیاتی مناسب و با قابلیت اجرایی در سطوح ملی، استانی و شهرستانی و با یک کاری مشترک توسط دولت و مردم، ضمن آمادگی لازم و انجام طرح های پیشگیرانه مؤثر، در صورت وقوع یک بحران با انجام اقدامات مناسب در زمان اندک، مشکلات مردم به سرعت برطرف شده و کمترین خسارتها و تلفات را شاهد باشیم.
آنچه مسلم است در کشور ما منابع (تجهیزات، نیرو، منابع مالی) در حوزه مدیریت بحران کم نیست، بلکه مشکل اصلی نگاه غلط مدیریتی به مقولهای مهم همچون مدیریت بحران و بحران، عدم استفاده بهینه از منابع، عدم وجود ساختار مناسب عملیاتی در سطح ملی، استانی، شهرستانی در حوزه مدیریت بحران در تمامی دستگاههای اجرایی، عدم توجه جدی به برنامهریزی عملیاتی در حوزه مدیریت بحران، عدم توجه جدی به آمادگی و آموزش مستمر و مداوم در سطح نیروهای دستگاههای اجرایی و مردم، عدم توجه جدی به اجرای طرح های پیشگیرانه و استانداردسازی، عدم سازماندهی مناسب مردم جهت استفاده در امور مدیریت بحران و نهایتاً عدم وحدت رویه و هماهنگی لازم بین دستگاههای اجرایی با دیدگاه مدیریت واحد و یکپارچه در بحران در سطوح ملی، استانی و شهرستانی و سایر موارد است.
لذا پیشنهاد میگردد:
1- آسیب شناسی جامعی از قوانین، ساختار و اقدامات دولت و مردم در بحران های رخداده طی سالهای اخیر در کشور توسط دولت و مجلس با استفاده از تخصص و تجارب ارزشمند دانشگاهیان، مدیران مجرب، کارشناسان و مردم صورت گیرد.
2- ساختار مدیریت بحران در تمامی سطوح ملی، استانی و شهرستانی بازنگری شده و در سطح ملی یک سازمان عملیاتی، در سطح استانی یک مرکز عملیات اضطراری و در سطح شهری و روستایی یک پایگاه عملیات اضطراری پیشبینی و تجهیز شده تا تمامی امور مقابله، آمادگی و اجرای طرحهای پیشگیرانه و بازسازی و بازتوانی را با بکارگیری نیروهای متخصص و مجرب پیگیری نماید.
3- یک برنامه عملیاتی جامع با قابلیت اجرایی، در تمامی استانها و شهرستانهای کشور با توجه به نوع حادثه و بحران مبتلابه آنها تهیه و این برنامهها با زمانبندی مشخص و با تخصیص منابع مالی لازم اجرایی گردد.
4- در تمامی دستگاههای اجرایی در سطح ملی، استانی و شهرستانی مرکز و واحد مدیریت بحران تشکیل و تجهیز شده و با بکارگیری نیروهای مجرب و متخصص در آنها امور تخصصی مدیریت بحران هدایت شود.
5- تیم های واکنش سریع در تمامی سطوح ملی، استانی و شهرستانی و در تمامی دستگاههای اجرایی، راه اندازی و تجهیز شده و با آموزش مرتب و مستمر آنها همواره این تیم ها به روز رسانی شده تا در مواقع ضروری از آنها استفاده گردد.
6- آموزش مستمر و مداوم تمامی کارکنان دولت و دستگاههای عمومی و غیردولتی و نیز آحاد مردم (شهروندان، دانشآموزان، دانشجویان و صنوف مختلف) در حوزه مدیریت بحران انجام شده تا فرهنگ همزیستی با بحران در جامعه نهادینه شود.
7- مردم برای امور مدیریت بحران سازماندهی شده، تا در موارد ضروری در حین بحران، مرحله آمادگی و نیز برای اجرای طرحهای پیشگیرانه از توان آنها که بسیار بسیار زیاد است، استفاده گردد.
8- اجرای طرح ها و برنامه های آموزشی، آمادگی و پیشگیرانه در صدر امور برنامه های مدیریت بحران در سطح ملی، استانی و شهرستانی قرار گرفته و به طور مرتب اجرایی گردد و تنها به مرحله مقابله حین بحران توجه نشود.
9- مدیریت واحد و یکپارچه بحران با ارتباط مستمر و مداوم بین متولیان امر مدیریت بحران و دستگاههای اجرایی در برنامه کاری مجموعه ملی، استانی و شهرستانی قرار گرفته و واقعاً این مهم اجرایی گردد و تنها به یک جمله نوشتاری ختم نگردد.
بهزاد پورمحمد- 16 بهمن ماه 1392
عباس احمدی ماچیانی،کارشناس ارشدفقه و مبانی حقوق اسلامی، خبرنگار