1300 میلیارد تومان هم برای غرب مازندران کم است!
...مجلس شورای اسلامی خانه ملت است و به تعبیری دقیق تر نمایندگان مجلس مستاجران این خانه اند که هر 4 سال یک بار این مردم اند که تعیین می نمایند که کدام مستاجر شایسته این خانه است،در حالی که غرب مازندران با آن گستردگی فراوان از رامسر (مرز گیلان) تا نوشهر فقط دو نماینده دارد و با انبوهی از مشکلات در کنار قابلیت های فراوان دست و پنجه نرم می نماید باز هم مورد کم لطفی قرار می گیرد و در بحث تحقیق و تفحص از استاندار یکی از موارد توزیع نا مناسب اعتبارات قید می گردد همان بحث 130 میلیارد تومان. از همین منظر مطالبی را مطرح می نمایم و در مطلع نوشتارم استناد می نمایم به سخنان میرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران که روز دوشنبه هفته جاری در آیین تودیع و معارفه سرپرست جدید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رامسر گفت:غرب مازندران گلوگاه وروود گردشگران و بیرونی ها ست و نگاه و توجه خاصی را می طلبد ...رامسر با آن همه زیبایی ها محرومیت هایی نیز دارد.
گرچه نظارت و تحقیق و تفحص حق شایسته نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی است اما بنا به دلایلی که ذیلا اشاره می شود اگر برای ایجاد زیرساخت ها و رفع مشکلات غرب مازندران نه 130 میلیارد بلکه 1300 میلیارد تومان هم خرج شود باز هم کم است.
این را باید بپذیریم که غرب استان پیشانی و دروازه وروود گردشگران به استان زیبای مازندران است و موقعیت گردشگری آن بسیار برجسته تر از سایر جنبه هاست.
حال این سوال مطرح است تا چه اندازه صنعت گردشگری به معنای واقعی در غرب مازندران توسعه یافته است؟
اقتصاد و نان غرب مازندرانی ها از نام گردشگری آن است ،با سیل میلیونی گردشگران داخلی و خارجی به غرب مازندران تا چه اندازه هتل ها و متل ها ،اقامت گاههای بین راهی را گسترش داده ایم؟
اینکه خیابانهای غرب مازندران به هتل پیاده روهای بزرگ تبدیل شده اند خود گویای همه چیز است!
براستی غرب مازندران با استعدادهای فراوان و جوانان تحصیل کرده تا چه اندازه در صنعت پیشرفت نموده است؟در رامسری که به اصطلاح شهرستان نمونه گردشگری است با آن آمار بالای بیکاری هنوز شهرک صنعتی را فقط در کاغذ دارد و حتی یک آجر نیز سالها روی آجر نگذاشته اند!
باید پذیرفت که غرب مازندران زیبا روی خدادادی است ما برای آن چه کرده ایم؟
عربها که به اینجا سفر می کنند از لفظ جنه(بهشت)یاد می کنند و در خاطرم هست که در جشن چهلمین سال کنوانسیون بین االمللی تالابها که به نام رامسرست وقتی مهمانان اروپایی از تله کابین بالا رفتند و بر فراز مه و جنگل سواحل نیلگون رامسر را به نظاره نشستند مات و مبهوت از این همه زیبایی ها شدند.
وقتی فرودگاه رامسر در حال توسعه بود خیلی ها می گفتند توجیه اقتصادی ندارد براستی آیا وقت آن نرسیده که حب و بغض ها را کنا بگذاریم و در جای جای مازندران شهرستانهایی که قدرت بالای جذب توریست را دارند نظیر رامسر،چالوس ،نور و...بهترین امکانات و زیر ساخت ها را فراهم آوریم تا این مناطق قطب گردشگری شمال و حتی فراتر از آن جهان اسلام شوند؟
هنوز در نقاط زیبای گردشگری غرب مازندران تابلوهای راهنمای گردشگران خارجی به زبانهای عربی و انگلیسی نداریم و این بدان معناست که حتی برای ابتدایی ترین مقوله صنعت توریسم برنامه نداریم و گردشگر خارجی که می آیند نه راهنمایی دارند و نه تابلویی!!
براستی آنهایی که از توزیع نا مناسب اعتبارات سخن می گویند آیا به جمعیت شناور غرب مازندران هم فکری نموده اند که مهمانان عزیز را غرب مازندرانی ها به عادت مرسوم نیاکان پذیرایی اما بسیاری از معضلات پس از آن متوجه بومی هاست نظیر زباله و مسائل فرهنگی به لحاظ ورود سلایق مختلف،آیا به این مهم توجه نموده اندکه هنوز در شهر ها و روستاهای ما مشکل کمبود آب آشامیدنی داریم و بازار آب های معدنی داغ داغ است.
آیا به این فکر نموده اند که نیروهای پرتلاش قضایی، انتظامی،نظامی و امنیتی امکانات و استعدادهایشان برمبنای جمعیت ثابت بوده اما از تمام توان و بضاعت خود در استقرار امنیت پایدار بهره می جویند و غرب مازندران به لحاظ اینکه محل امنی برای آسایش هموطنان و گردشگران است مقصد نهایی سفر هاست سالانه میلیون ها نفر به اینجا سفر می نمایند.
براستی آیا به علت تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغات چای به آسمان خراش ها و ویلاهای مجلل اندیشیده ایم که کشاورزان زحمت کشی که مرکباتشان یخ می زند و ادامه کار به صرفه نیست از سر اجبار زمین فروش شده اند با تاسف فراوان سرایداران ویلاهای مجلل!!
مگر اجرای کنار گذر ساحلی رامسر به عنوان پایلوت چه اشکالی دارد ،هنوز هم خود مسولان استانی تمایل ندارند در ایام گردشگرپذیر(نوروز و تابستان)به غرب مازندران سفر نمایند و ساعت ها در ترافیک کشنده آن بمانند،چرا که زیرساخت موجود جوابگو این سیل عظیم نیست حالا اگر آزادراه تهران شمال افتتاح شود غرب دقیقا دهانه یک قیف است.
ما تا چه اندازه توانسته ایم گردشگری را در غرب مازندران همه فصلی نماییم،مگر قطب گردشگری غرب مثل قطب شمال نیست که 6 ماه کاسبی فصلی است و 6 ماه آن سوت وکور!
براستی جوانان خطه غرب تا چه اندازه از امکانات فرهنگی و هنری بهره مندند،در رامسری که شهرستان نمونه گردشگری است هنوز مجتمع فرهنگی هنری ندارد،دو سینمای آن تعطیل است،پارک شهر نداردو در کمال تاسف نوجوانان و جوانان و دانش آموزان بعضا 4 ماهی تیرک بدست اند و در معرض آسیب های اخلاقی.
سوالی که اینجا مطرح است با وجود خدماتی که روشن است انصافا چند دقیقه از حلقوم نمایندگان عزیز مازنی در خانه ملت فریاد غرب مازندران زده شده به اینکه عرب ها میلیاردها دلار خرج می نمایند تا جذبه های مصنوعی ایجاد نمایند تا گردشگران به آنجا ها بروند اما هنوز ما قدر جواهرده،جنت رودبار،جنگل های زیبای دالخانی،دو هزار،سه هزار،مناطق زیبای عباس آباد،سلمان شهر،نوشهر،چالوس نورو... را نمی دانیم و گردشگران خسته و از راه رسید دربدر دنبال مکانی هستند تا آبی بر صورت زنند و...
وقتی به دعوت نمایندگان عزیز مازندرانی اعضای کمیسیون کشاورزی به مازندران می آیند و غرب باز هم فراموش شده ،آن کشاورز با دستان پینه بسته چه انتظاری دارد؟
آیا پای دردو دلهای سرمایه گذاران،هتل داران و...نشسته ایم که چه خواسته ها و مطالباتی دارند؟
جالب است که استاندار وحدت گرای مازندران به لحاظ تمامیت و جغرافیای یکپارچه اینگونه مورد تحقیق و تفحص قرار می گیرد،براستی بهتر نیست مازندران با این همه وزنه و نیروهای پرنفوذ در بدنه دولت در سال پایانی دولت شبانه روزی در فکر جذب اعتبار و امکانات برای اتمام پروژه های خود باشد؟آیا در این رو در رویی و تقابل منافع مردم دفاع و یا فرصت های طلایی سوخته می شود؟در هیچ دوره ایی از ادوار مختلف مازندران تا این اندازه دولتمرد نداشته است سوال اینجاست تا چه اندازه از این فزصت استفاده شده است؟بدون تردید مسولیت و پست ماندنی نیست بلکه امانت و تکلیف است خوشا به حال آنانی که نزد خدا،وجدان و خلق روسفیدند.
عباس احمدی ماچیانی(خبرنگار)
عباس احمدی ماچیانی،کارشناس ارشدفقه و مبانی حقوق اسلامی، خبرنگار